شب یلدا مون :))

خرید بک لینک
شب یلدا وی ما :

مختصر و مفید بگم ما قرار بود بریم خونه مامان بزرگ ولی سه تا عموهام با خانواده [دامادو نوه و نتیجه و ندیده و ندیمه ]

اونجا بودن!

از اونجایی که خونش خیلی کوچیکه و اصلا جا نمی شد زنگ زدیم دایی کوچیکه اومد خونمون

دو تا پسر و یه دختر هفت ماه داشتن!

ما هم قبل این که بیان داشتیم توی اتاق من که توی مسیر راه پله است[ابتکار های بابامه]در حال درست کردن کرسی و دیگه رسومات بودیم که یهویی دایی اینام سر رسیدن !

دیگه با عجله میوه و شیرینی و ژله ها رو روی یه پتوی قدیمی که خیلی هم قدیمی هست روی کرسی چیدیم و دیگه فرصت واسه برای گذاشتن باقی جزئیات نشد. :(

کلی عکس و فیلم گرفتیم

و

جالب ترش اینکه کسی اجازه نداشت تا بعد تموم شدن عکس گرفتنا به شیرینی و شکلات ها دست بزنه !

دیگه زیر چشمی رفتن به پسر دایی هام و داداش کوچیکه بماند،که دهنشون آب افتاده بود!

با خاهر بزرگه اتاق رو چیدیم سلیقه اش محشره ولی خوب میزمون چندان خوب نبود !

اینم از عکس-->کلیک کن

الی جونم :))...

ما را در سایت الی جونم :)) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: دوشنبه 3 دی 1397 ساعت: 19:15

صفحه بندی